مرصادنامه

گدا شدن به در دوست قصد دیدن اوست ...

۱۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۲ ثبت شده است

نصایح

پیامبر اکرم (ص) به جناب ابوذر نصایحی را بیان کرده که به چند نمونه اشاره می کنیم :

1-پرستش خدا
ای اباذر! خدا را آنچنان پرستش کن گویا او را می بینی اگر تو  خدا را  نمی بینی او تو را می بینی.                                                
ای اباذر بدان، نقطعه آغازین (و بالا ترین ) عبادت خداوند، شناخت خداوند است.
2-جایگاه وارزش نماز
ای اباذر! خداوند روشنی چشم مرا در نماز قرار داده و ‌نماز را محبوب من  نموده است همانطور  که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه  قرار داده است.(اما بدانکه) گرسنه با خوردن طعام سیر می شود و تشنه با نوشیدن آب سیراب می گردد ولی من از نماز سیر نمی شوم.
ای اباذر! تا زمانی که در نماز هستی مانند آنست که درب خانه پادشاه جبّار را می زنی (مطمىٔن باش) آن کسی که  در خانه چنین پادشاهی را بسیار بکوبد در به روی او گشوده خواهد شد.
ای اباذر! هیچ مؤمنی به نماز نمی ایستد مگر اینکه به اندازه  فاصله  بین او وعرش خدا براو نیکی ریزش می کند و فرشته ای موکل وی می شود وندا می دهد ای فرزند آدم! اگر می دانستی در نماز برای تو چیست وبا چه کسی مناجات می کنی هرگز از آن باز نمی ایستادی !
ای اباذر! هیچ مردی نیست که در نقطعه ای  از زمین پیشا نیش  را برزمین  بگذارد، مگر اینکه  آن زمین در قیامت  برای او گواهی  می دهد. هیچ منزلی  نیست که قومی در آن فرود آیند مگر اینکه آن منزل یا برآن درود می فرستد یا لعنت می کند.


منبع:هفت آسمان جوانی،بخش فرهنگی دفتر مرجع آیةالله فاضل لنکرانی (ره)،ص15-20،انتشارات امیرالعلم

۲۵ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۴:۳۷ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱
... مرصاد

سنگ وشن

سنگ وشن

دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو، سر موضوع کوچکی بحث می‌ کنند و کار به جایی می‌ رسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست می‌ دهد و سیلی محکمی به صورت دیگری می‌ زند.
دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود، بدون این‌ که حرفی بزند، روی شن‌ های بیابان نوشت: «امروز بهترین دوست زندگی‌ام سیلی محکمی به صورتم زد
آنها به راه خود ادامه دادند تا این‌که به دریاچه‌ ای رسیدند. تصمیم گرفتند در آب کمی شنا کنند تا هم از حرارت و گرمای کویر خلاص شوند و هم اتفاق پیش‌ آمده را فراموش کنند. همچنان‌ که مشغول شنا بودند، ناگهان همان دوستی که سیلی خورده بود، حس کرد گرفتار باتلاق شده و گل و لای، وی را به سمت پایین می‌ کشد. شروع به داد و فریاد کرد و خلاصه دوستش وی را با هزار زحمت از آن مخمصه نجات داد.
مرد که خود را از مرگ حتمی نجات‌ یافته دید، فوری مشغول شد و روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد: «امروز بهترین دوست زندگی‌ام مرا از مرگ قطعی نجات داد
دوستی که او را نجات داده بود، وقتی حرارت و تلاش وی را برای حک کردن این مطلب دید، با شگفتی پرسید: «وقتی به تو سیلی زدم، روی شن نوشتی و حال که تو را نجات دادم، روی سنگ حک می‌ کنی؟»
مرد پاسخ داد: «وقتی دوستی تو را آزار می‌ دهد، آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و عفو، آرام و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام داد، باید آن را در سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و همیشه خود را مدیون لطف وی بدانی.»
یاد بگیریم آسیب‌ ها و رنجش‌ ها را در شن بنویسیم تا فراموش شود و خوبی و لطف دیگران را در سنگ حک کنیم تا هیچ‌ گاه فراموش نشود.


۲۲ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۵:۰۰ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱
... مرصاد

سخن نور

امام باقر(ع) می فرماید:از پیامبراکرم (ص) درباره ی بهترین بندگان سوال شد، حضرت فرمودند:
این پنج خصلت را دارند:
1- چون کار نیکی انجام دهند، خوشحال وشاد می شوند.
2- هنگامی که کار زشتی را مرتکب شوند، از خدا طلب مغفرت می کنند.
3- زمانی که به آنها نعمتی رسد سپاس گزارند.
4- چون بلا به آنها رسد صبر و شکیبایی ورزند.
5- هنگامی که از کسی به خشم آیند گذشت می کنند.


منبع: زیبایی های اخلاق،حسین انصاریان،ص127

۲۲ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۴:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
... مرصاد

بدون شرح...

بدون شرح...



گفتــ:اسکلهـ چــه خـبـر ؟؟؟

گفتمـ:مـنـتـظـر شماستـــ بریــ شـهـیـد شیــ !!!

خـنـدید و رفـت ، وقتیــ جــنازشـو آوردنــ گـریـه امــ گـرفـت.

گـفـتـم:مـنـ شـوخـیــ کـردم ، تـو چـرا شـهـیـد شـدیــ ...

۲۱ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۰:۲۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
... مرصاد

صاحبان ما نمیگذارند درمانده شویم

به فرموده آیت الله بهاءالدینی :

" وقتی صحبت از داشتن و نداشتن میشد میگفت: صاحبان ما نمیگذارند درمانده شویم !!! "

 

هلاک چشم توام یک نظر کنی بد نیست

شب دراز غمت را سحرکنی بد نیست

به شوق آن که دم مردنم تو را بینم

تمام عمر، مرا محتضر کنی بد نیست

مفصل است غم دوریت ولی تو اگر...

بیایی و غم دل مختصر کنی بد نیست

همیشه چشم به راهم  قدم به دیده ی منت...

شبی زکوچه ی ماهم گذر کنی بد نیست

تو آفتاب حضوری طلوع کن یک صبح

ز شام تیره ی غیبت حذر کنی بد نیست...

(شاعر: حامد نادری)

          

                                 المستعان بک یا صاحب الزمان ...


۲۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۲:۲۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
... مرصاد

این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا

این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا

پیرمرد با پسر ، عروس و نوه کوچیکش زندگی می کرد.

چشم هاش کم سو شده بودند و دست هاش لرزون.

همین هم باعث شده بود تا هر وقت غذا می خوره مقداری از اون رو روی زمین بریزه.

چند تائی بشقاب و کاسه بلوری هم از دستش افتاده و شکسته بود.

پسر و عروسش هم تصمیم گرفتند از اون به بعد واسه پدربزرگ سفره ای جدا بندازند تا

خودشون با آرامش بیشتری دور هم غذا بخورند.

و روزها همینطور پشت سر هم می گذشتند و جز نوه کوچولو کسی متوجه غصه پدربزرگ

و اشکی که موقع تنها غذا خوردن توی چشم های بی رمقش حلقه می زد نبود.

یه روز پدر و مادر دیدند که کوچولوشون داره تلاش می کنه تا با چوب و چسب چیزی بسازه.

پدر پرسید : پسرم چکار می کنی؟

و جواب شنید که :

می خوام دو تا کاسه چوبی براتون درست کنم که وقتی پیر شدید ازشون استفاده کنید.

پول هام رو هم دارم جمع می کنم تا دوتا سفره هم براتون بخرم و بتونید جدا از من و خانواده ام

غذا بخورید!

حرف و رفتار پسرک اونها رو حسابی تکون داد و همون شب دست های پدربزرگ رو گرفتند و

اونو سر سفره خودشون نشوندند و دلچسب ترین غذای عمرشون رو خوردند

۱۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۴:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
... مرصاد

شهید سعید است

اگر در پیروزی ها خودمان را دخیل بدانیم این حجاب است برای ما، این شاید انکار خداست. شهید حاج حسین خرازی

 چهل روز بعد از نماز صبح زیارت عاشورا می خوند تا خدا دعاش رو مستجاب کنه و شهید بشه
با شوخی بهش گفتم: این عملیاتی که من تدارکش رو دیدم خیلی فشارش بالاست.اونقدر فشارش بالاست که اگه نخونی هم شهید میشی!
نیازی به نذر کردن نداره.گفت: اگه شهید نشم ، باز از اول می خونم.اونقدر چهل روز چهل روز می خونم تا شهید بشم...
روز چهلم کار فیصله پیدا کرد و شهید شد…کار به دور دوم نکشید...
۱۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۳:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
... مرصاد

آیین زندگی

آیین زندگی

شفیق بن ابراهیم می گوید:
پنج سؤال را از هفتصد عالم پرسیدم، و درجواب پاسخ یکسانی را دریافت کردم.
1- پرسیدم:عاقل چه کسی است؟ گفتند: کسی که محبت دنیا در دلش نباشد.(چون حبّ دنیا انسان را ازمحبوب حقیقی «خدای متعال» غافل کرده وشقاوت  وبدبختی و عذاب الهی را نصیب انسان می کند.)
2- پرسیدم: زرنگ ترین مردم چه کسانی اند؟ گفتند: کسی که دنیا وی را مغرور خود نسازد. (چون غرور ظاهری دنیا به خاطر ثروت و اولاد و علم و مقام و... باعث بدبختی و هلاکت انسان می شود.)
3- پرسیدم: ثروتمند چه کسی است؟ گفتند: کسی که راضی باشد به آنچه خدا به وی عطا کرده.
4- پرسیدم: فقیر کیست؟ گفتند: کسی که همیشه در فکر زیاده خواهی است. ( به عبارت دیگر حریص و طماع بودن)
5- پرسیدم: بخیل کیست؟ گفتند کسی که حق الهی را نمی پردازد. (مثلا انفاق و احسان نمی کند و...)

۱۸ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۲:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
... مرصاد

۳قفلی که«شیخ نخودکی»با یک کلید باز کرد

۳قفلی که«شیخ نخودکی»با یک کلید باز کرد

نقل است جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت: سه قفل در زندگی‌ام وجود دارد و سه کلید از شما می‌خواهم! قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم، قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد و قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم هم نمازت را اول وقت بخوان!

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟!

۱۸ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۲:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
... مرصاد

داستان‌های طنز از زبان مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی1

سلام به شما دوستان عزیز از امروز بخشی رو داریم که داستان های خنده دار آیت الله مجتهدی رو که توی سخنرانی ها بیان کردند توی این بخش میگذاریم

*ریش‌تراشی

جوانی همیشه ریشش را با تیغ می‌تراشید. وقتی علت این کار را از او پرسیدند گفت: «مادرم می‌گوید پسرم! اگر تو ریش بگذاری مردم فکر می‌کنند سنت زیاد است. آن وقت می‌گویند حتماً مادرش هم پیر است. پس بهتر است قید ریشت را بزنی

*درخت گردو

شخصی زیر درخت گردو ایستاده بود و می‌گفت: «خدایا! همه کارهایت درست است فقط نمی‌فهمم چرا گردوی به این کوچکی را بالای این درخت بزرگ قرار داده‌ای ولی هندوانه به آن بزرگی را لای بته‌های کوچک! » همین‌طور که داشت با خدا درددل می‌کرد ناگهان بادی وزید و گردویی روی صورتش افتاد و از بینی‌اش خون آمد. او به خودش آمد و گفت: «خدایا! کارت درست است. اگر یک هندوانه بالای درخت بود، معلوم نبود چه بلایی سرم می‌آمد


منتظر مطالب بعدی ما باشید

 

۱۸ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۲:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
... مرصاد