سلام

نمیدانم چرا هرچه تلاش میکنم خودم رو نجات بدم نمیتونم..

چند وقتی است احساس یتیمی میکنم ...

احساس میکنم بی کسم ،پناهی ندارم ..

خودم به تنهایی از پس خودم بر نمیآیم

نیاز به کسی دارم که خودم را به او پسپارم با او به اوج عاشقی برسم

نیاز دارم به مادری که برایم مادری کند

مرا پشتیبانی کند ...

مرا کمک کند که نجات یابم...

"میخوام کفتر باشم

همیشه محتاج دست مادر باشم"

آنقدر در میزنم تا در به رویم واکند...

---------

پیشونی بندها رو با وسواس زیر و رو میکرد .

پرسیدم : دنبال چی میگردی ؟

گفت : سر بند یا زهرا !

گفتم : چه فرقی داره یکیشو بردار ببند دیگه !!!

گفت : نه...! آخه من مادر ندارم !!!

تو مادر داری....بهترین مادر دنیا را....

 

دلم را با غم مادر نوشتن / غبار چادر خاکی نوشتن

خدا بر بیرق عشاق زهرا(س) / نوشت این طایفه شاه بهشتند . .



گر نگاهی به ماکند زهرا...