فرمود : اگر می فهمیدی که این مهمانی که همه اش نخوردن ها و انجام ندادن ها بود چه نمکی داشت ؛ آرزو می کردی که ای کاش همه اش "رمضان " بود

من که نفهمیدم

اما اونقدری فهمیدم که با اومدن تو ابلیس برا یک ماه بساطشو جمع کرد و رفت

و یک ماه روز های رحمت و مغفرت بود

اما  من نمی دانم که دست غفران الهی بر سرم کشیده شده و خوش بخت شده ام یا بیچاره تر از من کسی نیست؟!؟!؟!؟


"
که رسول مهربانی ها فرمود : بیچاره و نگون بخت کسی است که در این ماه پاک نشده باشد. "

چقدر با وجود تو خطاها و اشتباهاتم کم شد.

چقدر با بودن تو شادمان بودم.

چقدر با رفتنت غمین و غصه دار میشوم.

و حالا ابلیس دوباره اومده با وسوسه های تازه و جدید

و خدایا در این روز آخر و شب عید  به حق امام حسین (ع) ازت میخوام منو ببخشی !

خودت گفتی  باب التوبه باب الحسین است

یادش بخیر:


یادش به خیر... لحظه ی افطار... تشنگی / نام حسین گفتن ما التزام شد

دست ادب به سینه نهادم به سوی او / اشکم روان و ذکر لبم اَلسَّلام شد ...

السلام علی الحســـــین

و علی علی بن الحسـین

و علی اولاد الحســـــین

و علی اصحاب الحسـین

اللهم الرزقنا زیارت کربلا