عروسی من موقعی است که در خون خودم بغلتم

عطاالله میثمی برادر شهیدان رحمت ‎الله و عبدالله میثمی با زنده نگه‎ داشتن یاد و خاطر شهدا به بیان چند خاطره درباره برادران بزرگوار خود پرداخت.
میثمی در یکی از خاطرات خود به خاطره شیرینی درباره شب عروسی شهید حجت‎ الاسلام مصطفی ردانی ‎پور اشاره کرد و گفت: سال 62 بعد از آن که من و رحمت ‎الله نماز مغرب و عشا را در مسجد خواندیم رحمت ‎الله به من گفت امشب شب عروسی مصطفی(ردانی ‎پور) است.
وی ادامه داد: من به خانه رفتم و سر وضع خود را مرتب کردم سپس با اخوی مرحوم سوار تاکسی شدیم و به مجلس عروسی رفتیم، آن روزها عروسی‎ ها مفصل برگزار نمی‏ شد، شهید ردانی‎ پور نیز به سبب این که طلبه بودند یک عروسی ساده در خانه برگزار کرده بودند.
میثمی تصریح کرد: بیشتر حاضران در مراسم عروسی طلبه‎ ها و دوستان بودند؛ پس از آن که شام را دادند شهید ردانی‎ پور از آب حوض که در حیاط بود بر روی دوستان خود می ‎پاشید و با آن‎ها شوخی می ‎کرد، ردانی ‎پور بعد از شوخی با دوستان بر روی سکوی حوض ایستاد و گفت «این عروسی من نیست عروسی من موقعی است که در خون خودم بغلتم».
وی در پایان گفت: برای من بسیار عجیب بود که ردانی‎ پور در شب عروسی در آن فضا و زمان این مطلب را بیان می‎ کنند و ایشان بعد از عروسی به جبهه رفته و شهید شدند و هنوز هم برنگشتند.